تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام
(1) و إمام صادق عليه السّلام فرمود:
و چه بسا! برخى از شيعيان ما، در آغاز كار، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ] را (فراموش كند و) واگذارد! نتيجة؛ خدا بگرفتارى و بلا، دچارش كند[1] براى اينكه؛ آگاه و بيدارش سازد! تا شكر و ثناى او بجاى آورد. و در آن گرفتارى و بلا، لكّه ننگ و تقصير و كوتاهى او را- بهنگام ترك [بسم اللَّه]- از او، بزدايد!. (همچون؛ داستان زير:) هر آينه؛ عبد اللَّه بن يحيى، بحضور أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شد. و در مقابلش صندلى بود، أمير المؤمنين عليه السّلام باو دستور نشستن داد، و او هم، روى آن نشست. (ناگهان)؛ صندلى، كج شد! و با سرش (بزمين) فرود آمد! و (سرش شكست) و استخوان سرش اندكى نمايان شد! و خون، جارى گشت!. أمير المؤمنين عليه السّلام، دستور آب داد. آوردند و خون را از او شست. آنگاه فرمود: نزديك من بيا. نزدش آمد.
دست خويش بر آن (زخمى) كه؛ استخوانش نمايان بود، گذاشت. از درد آن، بيتاب شد!.
و بر آن، دست ماليد و آب دهان انداخت. بمجرّد اين كار، زخمش خوب شد! آنچنان كه گوئى- أصلا!- جراحتى باو نرسيده است.
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى عبد اللَّه! حمد و ستايش! براى خداوندى است كه؛ پاك كردن گناه شيعيان ما را- در دنيا- به رنج و محنتشان قرار داده است! تا فرمانبرى و طاعت آنان را، برايشان، بىآلايش و سالم گرداند! و مستحقّ أجر و ثواب آن گردند.
عبد اللَّه بن يحيى گفت: يا أمير المؤمنين! آيا براستى؛ ما بگناهانمان مجازات نميشويم، جز در دنيا؟! فرمود: آرى! (همين طور است). آيا؛ نشنيدى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:
«دنيا، زندان مؤمن است! و بهشت كافر!»[2]
[1] ( 1) در نسخهاى چنين است:« دچارش نمود»
[2] حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام، 1جلد، انتشارات كعبه - تهران، چاپ: اول، 1404ق.
تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام ؛ ؛ ص15
[تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام]
[در باره] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
(1) [اللَّه]! همان كسى است كه؛ تمام آفريدگان، بهنگام شدائد و نيازمنديها! و نااميدى و انقطاع از جميع [ما سوى اللَّه]، و قطع رابطه از غير خدا، [بسوى او] و اله و شيدايند! (گوينده) إظهار ميكند:
[بِسْمِ اللَّهِ]، يعنى: بر تمام امورم، يارى از خدا ميطلبم! خدائى كه؛ پرستش و بندگى، جز براى او، شايسته نيست! خدائى كه؛ دادرس است، آنگاه كه؛ از او دادخواهى شود!.
پذيرا و جوابگو است، هر آنگاه كه؛ خوانده شود!.
(2) (إمام عليه السّلام، فرمود:) و اين، همان است كه؛ مردى، بامام صادق عليه السّلام گفت: يا ابن رسول اللَّه! مرا، بر خدا، دلالت كن! او چيست؟! تحقيقا؛ جدلكنندگان و پيكارجويان! بر من، زياد شدهاند، و مرا گيج و حيران ساختهاند!.
إمام عليه السّلام فرمود: اى بنده خدا! آيا هرگز، سوار كشتى شدهاى!؟
گفت: آرى! فرمود: آيا؛ (چنين شده كه؛ آن) بشكند! و هيچ كشتى نباشد، كه ترا نجات دهد؟! و هيچ شناورى نباشد، كه ترا بىنياز سازد!؟
گفت: آرى (پيش آمده است).
فرمود: آيا؛ در آن هنگام، به دلت افتاد كه چيزى از چيزها، قادر است، ترا از ورطه بلايت آزاد كند؟
گفت: آرى! إمام صادق عليه السّلام فرمود: پس؛ آن چيز (كه بدلت افتاد،) همان، خدا است! كه؛ بر آزاد كردن و نجات دادن، توانا است!- هنگامى كه؛ منجى (ديگرى) نيست- و بدادرسى، توانا است! [هنگامى كه؛ فريادرس و دادرسى نيست][1]
[1] حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام، 1جلد، انتشارات كعبه - تهران، چاپ: اول، 1404ق.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى ؛ ؛ ص267
پاداش صدقه دادن
1. جابر مىگويد: امام باقر (ع) فرمود: عابدى هشتاد سال خدا را عبادت كرد. روزى نگاهش به زنى افتاد. عشق او در دلش جاى گرفت. نزد او رفت و از وى كام خواست. زن پذيرفت. هنگامى كه عابد از آن زن كام گرفت فرشته مرگ به سراغش آمد. زبان عابد بند آمد. در آن ميان فقيرى گذر كرد و چيزى خواست. عابد به گرده نانى كه در عباى خود داشت اشاره كرد و فقير آمد و آن را گرفت. خداوند عبادت هشتاد سال را به آن زنا محو ساخت، و با
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، ص: 269
صدقه دادن يك گرده نان گناه او را بخشيد.
2. طلحة بن زيد از امام صادق (ع) از پدرش نقل كرده است كه فرمود:
نخستين چيزى كه روز قيامت بدان آغاز كنند بخشيدن آب به ديگرى است.
3. معاذ بن مسلم مىگويد: نزد امام صادق (ع) بودم كه سخن از درد و بيمارى به ميان آمد. امام (ع) فرمود: بيماران خود را با دادن صدقه درمان كنيد. چه مىشود كه هر يك از شما غذاى يك وعده خود را صدقه دهد؟ گاه به فرشته مرگ فرمانى ابلاغ مىشود كه روح بندهاى را قبض كند، پس آن بنده صدقهاى مىدهد و به فرشته مرگ خطاب مىشود: آن فرمان را باز گردان.
4. عبد اللَّه بن ميمون قدّاح مىگويد: امام صادق (ع) از پدرش نقل فرمود كه پيامبر (ص) از مردى پرسيد: آيا روزه گرفتهاى؟ آن مرد گفت: نه. فرمود: آيا بيمارى را عيادت كردهاى؟ گفت: نه. فرمود: جنازهاى را تشييع نمودهاى؟
گفت: نه، فرمود: بينوايى را غذا دادهاى؟ گفت: نه. فرمود: نزد خانواده خود باز گرد و با آنان مهربانى كن كه اين پاداش صدقه خواهد داشت.
5. يعقوب بن يزيد مىگويد: در كتاب ابن فضّال ديدم كه ابو البخترى از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: شنواندن سخن به شخص كر، بىآنكه او را ناراحت كند، صدقهاى گوارا خواهد بود.
6. موسى بن ابى الحسن مىگويد: امام رضا (ع) فرمود: در ميان بنى اسرائيل چند سال پى در پى قحطى پديد آمد. زنى لقمه نانى داشت، آن را به دهان برد تا بخورد، فقيرى فرياد برآورد: اى كنيز خدا، من گرسنهام. زن با خود گفت: در اين دوران قحطى صدقه مىدهم، و آن لقمه را از دهان بيرون آورد و به فقير داد. اين زن كودكى خردسال داشت كه براى جمع آورى هيزم به صحرا رفته بود. گرگى آمد و او را ربود.
در آن حال غوغايى به پا شد و مادر در پى گرگ دويد. خداوند جبرئيل را فرستاد و جبرئيل آن كودك را از دهان گرگ بيرون كشيد و به مادرش باز داد و به او گفت: اين لقمه به جاى آن لقمه! آيا راضى هستى؟
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، ص: 271
7. فضيل بن عثمان از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: هر كس در روز يا شب صدقه دهد، اگر روز باشد غذاى روز و اگر شب باشد غذاى شبش را، خداوند اندوه و طعمه درندگان شدن و مردن بد را از او دور خواهد ساخت.
8. سكونى از امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود:
صدقه از مردن بد جلوگيرى مىكند.
9. عبد الرحمن تنوخى از امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر خدا (ص) فرمود: زمين قيامت سراسر آتش است، بجز سايبان مؤمن، زيرا صدقه او بر سرش سايه مىافكند.
10. حسن بن على بن يقطين از برادرش حسين از پدرش نقل كرده است كه گفت:
از حضرت موسى بن جعفر (ع) در باره مردى سؤال شد كه اگر مالى را صدقه دهد بهتر است يا اينكه با آن بندهاى بخرد و او را آزاد كند؟ فرمود: نزد من صدقه دادن بهتر است.
11. اسحاق بن غالب از مردى كه براى او حديث كرده است نقل مىكند كه امام باقر (ع) فرمود: نيكى كردن به ديگران و صدقه دادن، تهيدستى را از انسان دور مىكند و بر عمر آدمى مىافزايد، و اين دو عمل هفتاد نوع مرگ بد را از كسى كه آنها را انجام داده است دور مىسازد.
12. از جابر نقل شده است كه امام باقر (ع) فرمود: على بن ابى طالب (ع) فرموده است: يك روز دينارى صدقه دادم. پيامبر خدا (ص) به من فرمود: اى على، آيا نمىدانى كه صدقه مؤمن از دو دستش خارج نمىشود مگر اينكه از دهان هفتاد شيطان بيرون مىآيد كه هر كدام او را از دادن صدقه باز مىدارند، و پيش از آنكه به دست سائل رسد به دست خدا مىرسد؟ آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود: أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ [توبه، 104] (آيا نمىدانند كه خداست كه توبه بندگانش را مىپذيرد و صدقات آنان را مىگيرد و خداست كه بسيار توبه پذير و مهربان است؟)
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، ص: 273
13. ابو بصير از امام باقر (ع) نقل كرده است كه فرمود: نزد من گزاردن يك حج بهتر است از اينكه بندهاى را آزاد كنم- و شمرد تا به ده بنده رسيد- و همچنين ده ده زياد فرمود تا به هفتاد بنده رسيد. و فرمود: اگر مخارج زندگى يك خانواده مسلمان را تأمين كنم و آنان را از گرسنگى رهايى بخشم و لباس به آنها بپوشانم و آبرويشان را از ذلّت سؤال نگه دارم، نزد من محبوبتر است از گزاردن يك حجّ و يك حجّ و يك حجّ و شمرد تا به ده حجّ رسيد، و همچنين ده ده شمرد تا به هفتاد حجّ رسيد.
14. ابو نهشل از شخصى كه براى او گفته بود نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمود: اگر كار پسنديده هشتاد دست بگردد، همه پاداش خواهند يافت، بىآنكه از پاداش صاحبش چيزى كاسته شود.
15. عبد الأعلى مىگويد: امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است:
بهترين صدقه صدقهاى است كه برخاسته از بىنيازى نفس باشد.
16. ابو بصير مىگويد: از يكى از دو امام (امام باقر و امام صادق عليهما السّلام) سؤال كردم: كدام صدقه بهتر است؟ فرمود: صدقه كسى كه اندكى دارد و آن را ايثار مىكند. مگر نشنيدهاى كه خداوند فرموده است: وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ [حشر، 9] (يعنى ديگران را بر خود مقدّم مىدارند، هر چند خود در نهايت تنگدستى باشند). آرى، مىبينى كه فضيلت و برترى در همين است.
17. عبد اللَّه بن سنان مىگويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: با دست خود صدقه دادن مرگ بد را دور مىكند، و جلوى هفتاد نوع بلا را مىگيرد، و از دهان هفتاد شيطان كه همه او را از اين كار باز مىدارند، مىگذرد.
18. سكونى از امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه فرمود: از پيامبر خدا (ص) پرسيدند كه كدام صدقه بهتر است؟ فرمود: صدقه دادن به خويشاوندى كه با انسان دشمن است.
توضيح: دليل بهتر بودن اين صدقه، همراهى آن با صله رحم و قصد قربت بيشتر و جهاد با نفس است.[1]
[1] ابن بابويه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، 1جلد، نسيم كوثر - قم، چاپ: اول، 1382 ش.
سیدکمال الدین مرتضوی