(1) و إمام صادق عليه السّلام فرمود:

و چه بسا! برخى از شيعيان ما، در آغاز كار، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏] را (فراموش كند و) واگذارد! نتيجة؛ خدا بگرفتارى و بلا، دچارش كند[1] براى اينكه؛ آگاه و بيدارش سازد! تا شكر و ثناى او بجاى آورد. و در آن گرفتارى و بلا، لكّه ننگ و تقصير و كوتاهى او را- بهنگام ترك [بسم اللَّه‏]- از او، بزدايد!. (همچون؛ داستان زير:) هر آينه؛ عبد اللَّه بن يحيى، بحضور أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شد. و در مقابلش صندلى بود، أمير المؤمنين عليه السّلام باو دستور نشستن داد، و او هم، روى آن نشست. (ناگهان)؛ صندلى، كج شد! و با سرش (بزمين) فرود آمد! و (سرش شكست) و استخوان سرش اندكى نمايان شد! و خون، جارى گشت!. أمير المؤمنين عليه السّلام، دستور آب داد. آوردند و خون را از او شست. آنگاه فرمود: نزديك من بيا. نزدش آمد.

دست خويش بر آن (زخمى) كه؛ استخوانش نمايان بود، گذاشت. از درد آن، بيتاب شد!.

و بر آن، دست ماليد و آب دهان انداخت. بمجرّد اين كار، زخمش خوب شد! آنچنان كه گوئى- أصلا!- جراحتى باو نرسيده است.

أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى عبد اللَّه! حمد و ستايش! براى خداوندى است كه؛ پاك كردن گناه شيعيان ما را- در دنيا- به رنج و محنتشان قرار داده است! تا فرمانبرى و طاعت آنان را، برايشان، بى‏آلايش و سالم گرداند! و مستحقّ أجر و ثواب آن گردند.

عبد اللَّه بن يحيى گفت: يا أمير المؤمنين! آيا براستى؛ ما بگناهانمان مجازات نميشويم، جز در دنيا؟! فرمود: آرى! (همين طور است). آيا؛ نشنيدى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:

«دنيا، زندان مؤمن است! و بهشت كافر!»[2]



[1] ( 1) در نسخه‏اى چنين است:« دچارش نمود»

[2] حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام، 1جلد، انتشارات كعبه - تهران، چاپ: اول، 1404ق.

تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام ؛ ؛ ص15

[تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام‏]

[در باره‏] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

(1) [اللَّه‏]! همان كسى است كه؛ تمام آفريدگان، بهنگام شدائد و نيازمنديها! و نااميدى و انقطاع از جميع [ما سوى اللَّه‏]، و قطع رابطه از غير خدا، [بسوى او] و اله و شيدايند! (گوينده) إظهار ميكند:

[بِسْمِ اللَّهِ‏]، يعنى: بر تمام امورم، يارى از خدا ميطلبم! خدائى كه؛ پرستش و بندگى، جز براى او، شايسته نيست! خدائى كه؛ دادرس است، آنگاه كه؛ از او دادخواهى شود!.

پذيرا و جوابگو است، هر آنگاه كه؛ خوانده شود!.

(2) (إمام عليه السّلام، فرمود:) و اين، همان است كه؛ مردى، بامام صادق عليه السّلام گفت: يا ابن رسول اللَّه! مرا، بر خدا، دلالت كن! او چيست؟! تحقيقا؛ جدل‏كنندگان و پيكارجويان! بر من، زياد شده‏اند، و مرا گيج و حيران ساخته‏اند!.

إمام عليه السّلام فرمود: اى بنده خدا! آيا هرگز، سوار كشتى شده‏اى!؟

گفت: آرى! فرمود: آيا؛ (چنين شده كه؛ آن) بشكند! و هيچ كشتى نباشد، كه ترا نجات دهد؟! و هيچ شناورى نباشد، كه ترا بى‏نياز سازد!؟

گفت: آرى (پيش آمده است).

فرمود: آيا؛ در آن هنگام، به دلت افتاد كه چيزى از چيزها، قادر است، ترا از ورطه بلايت آزاد كند؟

 

گفت: آرى! إمام صادق عليه السّلام فرمود: پس؛ آن چيز (كه بدلت افتاد،) همان، خدا است! كه؛ بر آزاد كردن و نجات دادن، توانا است!- هنگامى كه؛ منجى (ديگرى) نيست- و بدادرسى، توانا است! [هنگامى كه؛ فريادرس و دادرسى نيست‏][1]

 

 



[1] حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام، 1جلد، انتشارات كعبه - تهران، چاپ: اول، 1404ق.

 

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى ؛ ؛ ص267

پاداش صدقه دادن‏

1. جابر مى‏گويد: امام باقر (ع) فرمود: عابدى هشتاد سال خدا را عبادت كرد. روزى نگاهش به زنى افتاد. عشق او در دلش جاى گرفت. نزد او رفت و از وى كام خواست. زن پذيرفت. هنگامى كه عابد از آن زن كام گرفت فرشته مرگ به سراغش آمد. زبان عابد بند آمد. در آن ميان فقيرى گذر كرد و چيزى خواست. عابد به گرده نانى كه در عباى خود داشت اشاره كرد و فقير آمد و آن را گرفت. خداوند عبادت هشتاد سال را به آن زنا محو ساخت، و با

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، ص: 269

صدقه دادن يك گرده نان گناه او را بخشيد.

2. طلحة بن زيد از امام صادق (ع) از پدرش نقل كرده است كه فرمود:

نخستين چيزى كه روز قيامت بدان آغاز كنند بخشيدن آب به ديگرى است.

3. معاذ بن مسلم مى‏گويد: نزد امام صادق (ع) بودم كه سخن از درد و بيمارى به ميان آمد. امام (ع) فرمود: بيماران خود را با دادن صدقه درمان كنيد. چه مى‏شود كه هر يك از شما غذاى يك وعده خود را صدقه دهد؟ گاه به فرشته مرگ فرمانى ابلاغ مى‏شود كه روح بنده‏اى را قبض كند، پس آن بنده صدقه‏اى مى‏دهد و به فرشته مرگ خطاب مى‏شود: آن فرمان را باز گردان.

4. عبد اللَّه بن ميمون قدّاح مى‏گويد: امام صادق (ع) از پدرش نقل فرمود كه پيامبر (ص) از مردى پرسيد: آيا روزه گرفته‏اى؟ آن مرد گفت: نه. فرمود: آيا بيمارى را عيادت كرده‏اى؟ گفت: نه. فرمود: جنازه‏اى را تشييع نموده‏اى؟

گفت: نه، فرمود: بينوايى را غذا داده‏اى؟ گفت: نه. فرمود: نزد خانواده خود باز گرد و با آنان مهربانى كن كه اين پاداش صدقه خواهد داشت.

5. يعقوب بن يزيد مى‏گويد: در كتاب ابن فضّال ديدم كه ابو البخترى از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: شنواندن سخن به شخص كر، بى‏آنكه او را ناراحت كند، صدقه‏اى گوارا خواهد بود.

6. موسى بن ابى الحسن مى‏گويد: امام رضا (ع) فرمود: در ميان بنى اسرائيل چند سال پى در پى قحطى پديد آمد. زنى لقمه نانى داشت، آن را به دهان برد تا بخورد، فقيرى فرياد برآورد: اى كنيز خدا، من گرسنه‏ام. زن با خود گفت: در اين دوران قحطى صدقه مى‏دهم، و آن لقمه را از دهان بيرون آورد و به فقير داد. اين زن كودكى خردسال داشت كه براى جمع آورى هيزم به صحرا رفته بود. گرگى آمد و او را ربود.

در آن حال غوغايى به پا شد و مادر در پى گرگ دويد. خداوند جبرئيل را فرستاد و جبرئيل آن كودك را از دهان گرگ بيرون كشيد و به مادرش باز داد و به او گفت: اين لقمه به جاى آن لقمه! آيا راضى هستى؟

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، ص: 271

7. فضيل بن عثمان از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمود: هر كس در روز يا شب صدقه دهد، اگر روز باشد غذاى روز و اگر شب باشد غذاى شبش را، خداوند اندوه و طعمه درندگان شدن و مردن بد را از او دور خواهد ساخت.

8. سكونى از امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود:

صدقه از مردن بد جلوگيرى مى‏كند.

9. عبد الرحمن تنوخى از امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيامبر خدا (ص) فرمود: زمين قيامت سراسر آتش است، بجز سايبان مؤمن، زيرا صدقه او بر سرش سايه مى‏افكند.

10. حسن بن على بن يقطين از برادرش حسين از پدرش نقل كرده است كه گفت:

از حضرت موسى بن جعفر (ع) در باره مردى سؤال شد كه اگر مالى را صدقه دهد بهتر است يا اينكه با آن بنده‏اى بخرد و او را آزاد كند؟ فرمود: نزد من صدقه دادن بهتر است.

11. اسحاق بن غالب از مردى كه براى او حديث كرده است نقل مى‏كند كه امام باقر (ع) فرمود: نيكى كردن به ديگران و صدقه دادن، تهيدستى را از انسان دور مى‏كند و بر عمر آدمى مى‏افزايد، و اين دو عمل هفتاد نوع مرگ بد را از كسى كه آنها را انجام داده است دور مى‏سازد.

12. از جابر نقل شده است كه امام باقر (ع) فرمود: على بن ابى طالب (ع) فرموده است: يك روز دينارى صدقه دادم. پيامبر خدا (ص) به من فرمود: اى على، آيا نمى‏دانى كه صدقه مؤمن از دو دستش خارج نمى‏شود مگر اينكه از دهان هفتاد شيطان بيرون مى‏آيد كه هر كدام او را از دادن صدقه باز مى‏دارند، و پيش از آنكه به دست سائل رسد به دست خدا مى‏رسد؟ آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود: أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ‏ [توبه، 104] (آيا نمى‏دانند كه خداست كه توبه بندگانش را مى‏پذيرد و صدقات آنان را مى‏گيرد و خداست كه بسيار توبه پذير و مهربان است؟)

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، ص: 273

13. ابو بصير از امام باقر (ع) نقل كرده است كه فرمود: نزد من گزاردن يك حج بهتر است از اينكه بنده‏اى را آزاد كنم- و شمرد تا به ده بنده رسيد- و همچنين ده ده زياد فرمود تا به هفتاد بنده رسيد. و فرمود: اگر مخارج زندگى يك خانواده مسلمان را تأمين كنم و آنان را از گرسنگى رهايى بخشم و لباس به آنها بپوشانم و آبرويشان را از ذلّت سؤال نگه دارم، نزد من محبوب‏تر است از گزاردن يك حجّ و يك حجّ و يك حجّ و شمرد تا به ده حجّ رسيد، و همچنين ده ده شمرد تا به هفتاد حجّ رسيد.

14. ابو نهشل از شخصى كه براى او گفته بود نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمود: اگر كار پسنديده هشتاد دست بگردد، همه پاداش خواهند يافت، بى‏آنكه از پاداش صاحبش چيزى كاسته شود.

15. عبد الأعلى مى‏گويد: امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است:

بهترين صدقه صدقه‏اى است كه برخاسته از بى‏نيازى نفس باشد.

16. ابو بصير مى‏گويد: از يكى از دو امام (امام باقر و امام صادق عليهما السّلام) سؤال كردم: كدام صدقه بهتر است؟ فرمود: صدقه كسى كه اندكى دارد و آن را ايثار مى‏كند. مگر نشنيده‏اى كه خداوند فرموده است: وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ [حشر، 9] (يعنى ديگران را بر خود مقدّم مى‏دارند، هر چند خود در نهايت تنگدستى باشند). آرى، مى‏بينى كه فضيلت و برترى در همين است.

17. عبد اللَّه بن سنان مى‏گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‏فرمود: با دست خود صدقه دادن مرگ بد را دور مى‏كند، و جلوى هفتاد نوع بلا را مى‏گيرد، و از دهان هفتاد شيطان كه همه او را از اين كار باز مى‏دارند، مى‏گذرد.

18. سكونى از امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه فرمود: از پيامبر خدا (ص) پرسيدند كه كدام صدقه بهتر است؟ فرمود: صدقه دادن به خويشاوندى كه با انسان دشمن است.

توضيح: دليل بهتر بودن اين صدقه، همراهى آن با صله رحم و قصد قربت بيشتر و جهاد با نفس است.[1]

 

 



[1] ابن بابويه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه انصارى، 1جلد، نسيم كوثر - قم، چاپ: اول، 1382 ش.